محمد مهريار
198
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
واژهشناسى : دربارهء خود اين كلمه برز به فتح اول همان كلمهء « ورز » است ( به فتح اول ) كه به معناى زراعت و كشاورزى است و تبديل حرف « واو » به « ب » رايج و شايع است و در بسيارى از امكنه به هر دو نام برمىخوريم مثل ورزنه ( اصفهان ، بابل ، تفرش ، گلپايگان ، محلات ) ، ورزرد ، ورزق و ورزقان ( ايذه ، بروجن ، اهر ، بيرجند ) و همچنين به صورت برزنه ( بابل ، بجنورد ) ، برزه ( اسلامآباد ) ، برزوايه ( بم ) و در همهء اينها « برز » و « ورز » به دو صورت مختلف به چشم مىخورد و چقدر مناسب مىباشد كه نام ديهى كه براى زراعت و كشاورزى آماده شده است با خود كلمهء « ورز » و « برز » ناميده شود . همينجا بگوييم كه برزوك نام ديهى است از دهستان بنادكوك يزد كه ديهى كوچك است و بيشتر از 24 نفر جمعيت ندارد و باز در آن كلمهء برز به معنى « ورز » به چشم مىخورد و همچنين برزآباد كه نام ديهى است در دهستان مشگنان ، اين ديه هم از خصوصيات جامعهشناسى ديههاى يزد كه بدانجا نزديك است فارغ نيست و بههرحال ديه كوچكى است با 85 نفر جمعيت ولى نام آن كهن و بزرگ است . « 1 » در اينجا بايد تذكر بدهيم كه چنان كه گفتيم كلمهء برز در واقع همان كلمهء « ورز » است كه در واژهء كشاورز هم وجود دارد و در واژهء ورزيدن و بههرحال به معناى زراعت كردن است و همانطور كه بازگفتيم قرار گرفتن واژهاى به معنى زراعت در اسم ده نهفقط مستبعد نيست بلكه پسنديده و مطلوب است و نشانهء ديگرى كه بر اين مطلب در دست داريم وجود نامهاى ديگرى است كه بيشتر به ذهن نزديك مىآيد . در اسامى ديهها چنان كه « برزگ » به معنى زارع ديهى است در محلات و ديه ديگرى در اهر و برزكان ( بيرجند ) و دليل روشنتر كلمهء برزق است كه نام ديهى است در ميانه . « 2 » اين مسأله لازم به تذكر است كه برزو نام ديهى است كوچك و چنان كه گفتيم در عداد ديههاى دهستان حومهء شهرستان نايين قلمداد شده است . اين ده فقط 3 خانوار و 18 نفر جمعيت دارد و اين در حالى است كه به سرشمارى سال 1345 تكيه كنيم . در حال حاضر به ناچار برحسب آنچه دربارهء خصوصيات ديههاى نايين و اطراف كوير گفتهايم جمعيت و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : همان نشريهء 289 م . آ . ا . ص 41 و 97 و همچنين فرهنگ آ . م . م . ذيل همين عناوين . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 97 .